اگر زمان نیوتن موبایل وجود داشت!

اگر زمان نیوتن موبایل وجود داشت ! ( کاریکاتور )

خطای دید

برترین ها:به تصویر زیر دقت کنید. آیا می توانید نقاط سیاه موجود در تقاطعات نوار های سفید را بشمارید؟!

خطای دید باور نکردنی!

همان طور که متوجه شدید هیچ نقطه ی سیاهی وجود ندارد و این خطای دید شماست!

کدام احمقند؟!

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک میشد حرکتی  کرد که دورش کند ،اما کاغذی را در دهان سگ دید! کاغذ را گرفت، روی کاغذ نوشته بود "  لطفاً ۱۲سوسیس و یه ران گوشت بدین " . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای قرار داد و در دهان  سگ گذاشت. سگ هم کیسه راگرفت و رفت. قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط  کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. اتوبوس آمد و سگ جلوی اتوبوس رفت و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی آمد دوباره شماره آنرا چک کرد . اتوبوس درست بود سوار شد . قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا میکرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد . اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش، سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ کرد!  قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار میکنی دیوانه؟! این سگ یه نابغه است! این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت : تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش میکنه!!!

نتایج اخلاقی!:
- مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود .
- چیزی که شما آنرا بی ارزش میدانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .
- بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
- پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته هایمان را بدانیم .
منبع

«آخرین كلمات» به نقل از حضرت عزرائیل

عزرائیل!!!

آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان!: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر حق تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتومبیل: برو سمت راست راه بازه…
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه!
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است…
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده…
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه…
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
منبع

طنز اقتصادی

گاوداری با روشها و در کشورهای مختلف!!
روش سنتی:
دوتا گاو ماده دارین یکیش رو میفروشین و یه گاو نر میخرین،به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشدمیکنه و پول براتون همینطور سرازیر میشه و بعدا بازنشسته میشیدوبه استراحت میپردازید.
اقتصاد هندی:
دو تا گاو ماده داری... اونها رو می پرستین و عبادت می كنی!
اقتصاد پاكستانی:
هیچ گاوی نداری... ادعا می كنی كه گاوهای هندی مال شما هستن، از آمریكا طلب كمك مالی می كنی، از چین طلب كمك نظامی می كنی، از انگلیس هواپیماهای جنگی، از ایتالیا توپ و تانك، از آلمان تكنولوژی، از فرانسه زیر دریایی، از سوییس وام بانكی، از روسیه دارو  و از ژاپن تجهیزات...با تمام این امكانات گاوها رو میخری و بعد ادعا می كنی كه توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتی!!

اقتصاد آمریكایی:
دو تا گاو ماده داری... یكیش رو می فروشی و دومی رو تحت فشار مجبور می كنی كه به اندازه ء n تا گاو شیر تولید كنه، وقتی گاوت افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنی، تقصیر رو گردن یه كشور گاودار میندازی و بعد طبیعتا" اون كشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد و یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازی و گاوها رو به چنگ میاری!
اقتصاد ژاپنی:
دو تا گاو ماده داری... اونها رو از نو طراحی ژنتیكی می كنی... هیكل گاوهاتون یك دهم اندازه ء طبیعی میشه و 10 برابر معمول هم شیر تولید می كنن بعد شونصد تا! كارتون و عكس برگردون و آدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازی و اسمش رو میذاری Cowkemon و توی تمام جهان پخش می كنی و می فروشی!
اقتصاد چینی:
دو تا گاو ماده داری... 100 نفر آدم داری كه گاوها رو می دوشن، بعد ادعا می كنین كه سیستم استخدامی و شغلی كاملی داری و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بیان كنه بازداشت می كنی!
اقتصاد فرانسوی:
دو تا گاو ماده داری... دست به اعتصاب می زنین چون می خواین سه تا گاو داشته باشی!
اقتصاد آلمانی:
دو تا گاو ماده داری... اونها رو تحت مهندسی ژنتیك قرار میدی بعد گاوهاتون 100سال عمر می كنن و هفته ای یه وعده غذا می خورن   
اقتصاد انگلیسی:
دو تا گاو ماده داری... كه هر دوشون جنون گاوی دارن!؟
اقتصاد ایتالیایی:
دو تا گاو ماده داری... نمی دونی كه اونها كجا هستن پس بیخیال میشی و میرین سراغ ناهار و  استراحتت !
اقتصاد سوییسی:
1000 تا گاو ماده داری... هیچكدومشون مال خودت نیست! و از كشورهای دیگه پول می گیری كه دارین گاوهاشون رو نگه می داری !
اقتصاد روسي:
دو تا گاو ماده داري... اونها رو مي شمري و متوجه ميشين كه 6تا گاو داري! اونها رو دوباره مي شمري و مي فهمي كه 12تا گاو داري!! اونها رو  دوباره مي شمري و متوجه ميشي كه 24 تا گاو داري!!! يه بطري ودكاي ديگه باز مي كني و به نوشیدن و شمردن ادامه ميدي...

اقتصاد ایرانی:
دو تا گاو ماده دارین كه هر دو تاشون از باباتون به ارث رسیده... یكیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زكات و سهم صدا و سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط می كنه ، دومی رو هم قربونی می كنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و...

                    تا عاقلان راهي براي خنديدن پيدا كنند ديوانگان هزار بار خنديده اند...
منابع:1  2

تست تیزبینی

اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است.صورت 1 دانه است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود.

Salijoon.jpg

اگر نتوانسیتد صورت را پیدا کنید و فکر می کنید کل این تصویر سرکاری است

به ادامه ی مطلب برید و تصویر را دوباره ببینید

ادامه نوشته

داستان واقعی و بسیار زیبای یک عشق...

این داستان تکان دهنده واقعی است

گروه ایران فارس - IranFars.ir

ادامه نوشته

فشار سنج و ارتفاع ساختمان

دانشجویی سر امتحان فیزیک به سوال زیر برخورد کرد:

"چگونه می توان با استفاده از یک فشارسنج ارتفاع یک ساختمان را حساب کرد"؟

او جوابش را در ادامه مطلب نوشت!!

حتما خونده ش کنید خیلی جالبه

ادامه نوشته

افتخارات ما ایرانی ها!! تاسف

اولین مردمان جهان که نخ به سکه می‌بستند و در داخل تلفن‌های عمومی می‌انداختند، ایرانیان بودند! 


اولین مردمانی که توانستند از کارتهای اعتباری تلفن‌های عمومی استفاده کنند، بدون آنکه اعتبار آن کم شود، ایرانیان بودند! 


اولین مردمانی که نوشابه‌های تقلبی ساختند، ایرانیان بودند!
 

اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای شمالی ایران به جای حنا، خاک رنگی فروختند، ایرانیان بودند! 


اولین مردمانی که کشف کردند دروغگویی و ریا و کلک‌بازی برای موفقیت ضروری است، ایرانیان بودند! 


اولین مردمان دنیا که همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند، چون همزمان با روشن کردن بخاری، پنجره‌ها را هم باز می‌کنند! 


اولین مردمانی که در گروه کم‌توسعه‌ترین کشورهای دنیا قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان بودند! 


اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار می‌کنند ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیر برای دنیا نداشته‌اند ، ایرانیان بودند!

اگه از این تست تمرکز با موفقیت بیرون بیاید نابغه هستید

اینجا کلیک کنید.

جای چه کسی در این تابلوی حیرت انگیز تاریخ جهان خالی است و چرا؟!

این تصویر که در زیر مشاهده میکنید احتمالا تصویر ۱۰۰شخصیت تاثیر گذار جهان است که به احتمال زیاد (اگر اهل کتاب و اخبار و علم باشید)بیشتر آنها را میشناسید.

جای چه کسی خالی است؟!

بر روی عکس کلیک کنید تا در ابعاد واقعی دیده شود.

اینجا می توانید اسامی حاضرین در این تابلو را که به وسیله یک هنرمند چینی آفریده شده است، ببینید.

Famous People Painting - Discussing the Divine Comedy with Dan

عکسهای میکروسکوپی از بدن انسان

تصاویر بی نظیری که در زیر مشاهده می کتید توسط میکروسکوپ از اجزای مختلف بدن انسان گرفته شدند. دیدن این سری عکسهای میکروسکوپی زیبا و کمیاب را توصیه می کنم.

گالری عکس های عکسهای میکروسکوپی بدن انسان جالب ترین عکسهای عکسهای میکروسکوپی بدن انسان بهترین عکس های عکسهای میکروسکوپی بدن انسان دیدنی ترین عکس های عکسهای میکروسکوپی بدن انسان گالری عکسهای میکروسکوپی بدن انسان عکس های زیبا از عکسهای میکروسکوپی بدن انسان عکس های دیدنی عکسهای میکروسکوپی بدن انسان
ریه انسان (حفره هایی که در تصویر می بینید محل تبادل گاز با خون می باشد)

ادامه نوشته

خود را مجبور به پیشرفت کنید(خیلی جالب)

                        
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.
اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.
اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.
متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟

-----------------------------------------------------------
پول زیاد
به محض اینکه شما به اهدافتان می رسید مثلاً «یافتن یک همراه فوق العاده خوب ، تأسیس یک شرکت موفق ، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر» ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن تمایل نداشته باشید ، لذا سست می شوید.
شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست می دهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می رسد و هرگز موفق نمی شوند و ملاکین و اجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید.
این مسئله را رون هوبارد در اوایل سال های ۱۹۵۰دریافت:
               " بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند "
منافع و مزیتهای رقابت:
شما هر چه با هوش تر، مصرتر و با کفایت تر باشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می برید. اگر به اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طور پیوسته در چالش ها پیروز شوید ، خوشبخت و خوشحال خواهید بود.
-----------------------------------------------

چطور ژاپنی ها ماهی ها را تازه نگه می دارند؟
برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.
کوسه جندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند.
توصیه :
- به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید .
- از بازی لذت ببرید.
- اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید .
- عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید.
- اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید .
- زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید .
- پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید .
- در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید دورتر بروید شنا کنید. 

ارسال : دكتر حامد گل محمدي

فروید همراه با یک تست روانشناسی او

این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده:

زیگموند فروید

فروید یکی از بارزترین شخصیت های علمی قرن بیستم است.

او در 6 ماه مه 1856 به دنیا آمد و در در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت.

او اطریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی.

بیشترین شهرت فروید مربوط به کارهای او در زمینه روان شناسی تمایلات جنسی، رویاها و ضمیر ناخودآگاه است.

او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود.

( برای اطلاعات بیشتر بروید به : http://en.wikipedia.org/wiki/Sigmund_Freud )



فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

1- تلفن زنگ میزنه

2- بچه تان گریه میکنه

3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه

4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره

5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟

اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.

ادامه نوشته

یه سری عکس توپ و بسیار خلاقانه

هنوز خیلی مونده بیا ادامه مطلب که همه ش رو ببینی

ادامه نوشته

یک تست هوش خیلی جالب

از بچه‌های کودکستان سوال زیر پرسیده شد:
«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت می‌کند؟»

hbnm.JPG


به دقت به شکل نگاه کنید.
جواب سوال بالا را می‌دانید؟
تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»

درباره‌اش فکر کنید ...
هنوز نمی‌دانید به کدام طرف حرکت می‌کند؟
عیب نداره! ما به شما می‌گوئیم.

ادامه نوشته

داستان آموزنده یک لیوان شیر...

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبایی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و به جای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود به جای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟». دختر پاسخ داد: «چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته که نیکی ما به دیگران ازایی ندارد.» پسرک گفت: «پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سال ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامی که متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بیمار حرکت کرد. لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی از آن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آن را درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ ساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:
                «بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است . . . »
منبع